روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

479

شرح شطحيات ( فارسى )

گفت « هيهات كه در دايره رود ، چون ( راه ) در بسته است « 1 » و طالب مردود است . نقطهء فوقانى همّت اوست . » آن نقطه خواهد كه بر يسار دايره است نزديك دايره « 3 » . « نقطهء تحتانى - گفت - رجوع اوست با اصل خود . » آن نقطه خواهد كه در دايرهء ثانى است بجانب يمن . گفت « نقطهء وسطانى تحيّر اوست . » به وسطانى آن خواهد كه در دايرهء ( ثانى ) است بجانب يسار . گفت « دايره را در نيست » يعنى دايرهء كه در وسط دايرهء ثانيست كوچك . گفت « نقطهء كه در وسط دايرهء ( ثالث ) است ، آن حقيقت است . » معنى حقيقت چيزيست « 8 » كه ظواهر و بواطن ازو غايب نيست ( و ) اشكال قبول نكند . ( 885 ) قال : تمثيل كرد حسين منصور به چيزى كه مبتدى در معرفت فهم نكند . من خواستم كه آن را بيان كنم عارف و مريد را . شرح كردم صورت دايره به ظاهر آن - كه ظاهر آن نامفهوم است - زيرا كه همهء اشارت آن مبهم افتاده است . آنچ به ظاهر گفتم دليلى كند مبتدى را بأصل « 14 » ظاهر آن ، تا بشناسد آنچ گوئيم در مراد آن از اشارت دايره كه بدان رمز نمود بلفظ حقيقت حقيقت « 15 » ، و همّت ، و رجوع بأصل . افهم - بارك اللّه فى فهمك - كه حسين بن منصور بباب برّانى كه بر سر دايره است ، فعل حقّ خواهد ، و اللّه اعلم . آن شواهد ملكوتست از خصايص صنايع و لطائف مقدورات ، كه از حقّ در كون پيدا شود ، و درين شواهد قلب مبتدى برسد بنعت تفكّر و استدلال

--> ( 1 ) چون ( راه ) در بسته است : و الطريق مسدود A ( 3 ) نزديك دايره S : نزديك M ( 8 ) چيزيست : حيرتست SM شىء A ( 14 ) بأصل : بواصل SM أصل A ( 15 ) حقيقت‌حقيقت : حقيقت و حقيقت SM حقيقة الحقيقة A